جوان وارسته
جوان وارسته
جوان وارسته
نويسنده:محمد علي کريمي نيا
نوشتهاند: روزي جواني پيش يكي از صالحان كه در خارج شهر سكونت داشت، رفت و از آن عارف خواهش كرد كه چندي در خدمت وي بگذراند تا از اثر تربيت و دانش و بركت انفاس قدسيه او بهرهمند شود و به مكارم اخلاق آراسته گردد. آن مرد صالح تقاضاي آن جوان را پذيرفت و در مقام تربيت و تهذيب نفس وي برآمد. روزي در جنگلي با يكديگر گردش ميكردند. عارف به جوان اشاره كرد كه نهال نورستهاي را از ريشه برآورد. جوان به اندك قوتي، به آساني آن را ريشه كن نمود.
پس از آن كه مقداري در جنگل سير كردند، به درخت كهنهاي رسيدند. مرد صالح به آن جوان اشاره كرد كه درخت را از ريشه بيرون آورد. جوان هر چه تلاش كرد، نتوانست آن را از ريشه برآورد. در اين جا، پير روشن ضمير گفت: اي فرزند! از اين داستان بايد تجربه بياموزي و آگاه شوي كه تخم هوا و هوس، بغض و كينه، حسد، حرص و نفاق و ساير صفات رذيله، همين كه در دل اثر كرد، نهالي است كه اگر زود متوجه شوي، به آساني ميتواني آن را ريشه كن نمايي. و اگر بگذاري در دل كهنه شوند، چنان ريشه خود را در آن جا مستحكم خواهند كرد كه از كندن آنها عاجز و ناتوان خواهي شد و ريشههاي آن طوري به هم پنجه خواهند انداخت كه هيچ گلي(يعني صفات جميله) را نخواهند گذاشت كه در دلت برويد و ريشه كند. جوان وارسته، پند پير روشن ضمير را به گوش جان پذيرفت و در راه اصلاح نفس و تعالي روح خويش همت گماشت و يكي از مردان نيك روزگار گرديد.[1]
پس از آن كه مقداري در جنگل سير كردند، به درخت كهنهاي رسيدند. مرد صالح به آن جوان اشاره كرد كه درخت را از ريشه بيرون آورد. جوان هر چه تلاش كرد، نتوانست آن را از ريشه برآورد. در اين جا، پير روشن ضمير گفت: اي فرزند! از اين داستان بايد تجربه بياموزي و آگاه شوي كه تخم هوا و هوس، بغض و كينه، حسد، حرص و نفاق و ساير صفات رذيله، همين كه در دل اثر كرد، نهالي است كه اگر زود متوجه شوي، به آساني ميتواني آن را ريشه كن نمايي. و اگر بگذاري در دل كهنه شوند، چنان ريشه خود را در آن جا مستحكم خواهند كرد كه از كندن آنها عاجز و ناتوان خواهي شد و ريشههاي آن طوري به هم پنجه خواهند انداخت كه هيچ گلي(يعني صفات جميله) را نخواهند گذاشت كه در دلت برويد و ريشه كند. جوان وارسته، پند پير روشن ضمير را به گوش جان پذيرفت و در راه اصلاح نفس و تعالي روح خويش همت گماشت و يكي از مردان نيك روزگار گرديد.[1]
پی نوشت:
[1] . «رياض الانس» يا «گلهاي ارغوان»، ج 1، ص 410.
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}